رمان یاسمین - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 0:30
رمان یاسمینسلام خوبین؟ بچه ها من تصمیم دارم تو این چند روز باقیمونده از تابستونو رمان یاسمین رو از م. مودب پور رو بزارم نمیدونم خوندین یا نه ولی من که چندین باز خوندمش خیلی رمانه غمگینیه ! به هر حال امیدوارم بخونینش! كاوه - چرا اينقدر طولش دادي پسر؟ ترم تموم شد ديگه . حالا كو تا دوباره بچه ها رو ببي...
سلاااااام - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 0:30
و اینکه تصمیم گرفتم برگردم و این ماتم کده (!!) رو از این وضعیتش در بیارم البته با یه سری فکرا و ایده های جدید اومدم پس امروز رو روز تولد دوباره ی وبلاگ رویای خیس در نظر میگیریم امیدوارم شما دوستای عزیزم در کنارم باشین و با نظراتتون و کمک هاتون کمک کنید تا با هم زندگی قشنگتری رو بسازیم
امروز - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 0:30
حال شما ؟؟؟خب خبامروز با یه انرژی قشنگ و عالی چشامو باز کردم و بسیار پر انرژی و خوشحالم و به خاطر همین تصمیم دارم از امروزم بهترین استفاده رو بکنم !!چطوری ؟خب اولین کار اینه که نشستم و یه برنامه واسه کارایی که میخوام امروز انجام بدم نوشتمجدیدا شروع کردم و رمان " من پیش از تو " دارم میخونم احتمالا بد...
... - تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 14:51
اینجا زمین است...ساعت به وقت انسانیت خواب است!عجب موجود سخت جانی است دل!هزار بار تنگ میشود میشکند می سوزد می میرد !وباز هم می تپد!--------------------------------------------------------بدان فراموش کردنت مانند براورده شدن ارزو هایم محال است------------------------------------سلام دوستان عزیز ممنون ا...
امروز :) - تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 15:00
سلام سلام حال شما ؟؟؟خب خبامروز با یه انرژی قشنگ و عالی چشامو باز کردم و بسیار پر انرژی و خوشحالم و به خاطر همین تصمیم دارم از امروزم بهترین استفاده رو بکنم !!چطوری ؟خب اولین کار اینه که نشستم و یه بر
...... - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
سلام خوبین ؟ چه خبر؟ تاسوعا و عاشورای امسالم که گذشت ...... امسال به نظر من بهتر از سالهای گذشته بود...... تعطیلیا خوش میگذره؟؟؟؟ واسه منکه کوفت شده..... از یه طرف سرما خوردم شدید...... از یه طرفم شن
احساس میکنم دیوونه شدم! - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
آدمی دو قلب دارد قلبی که از بودن آن با خبر است و قلبی که از حظورش بی خبر.قلبی که از آن با خبر است همان قلبی ست که در سینه می تپدهمان که گاهی می شکندگاهی می گیرد و گاهی می سوزدگاهی سنگ می شود و سخت و س
بنویسم یا نه؟؟؟؟؟ - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
سلام دوستای عزیزم ! خوب هستین؟ تا یادم نرفته بگم که حالا که اومدی اینجا چترت رو بردار اینجا چیزی جز مهربونی نمی باره.... از چی بنویسم؟ از کدوم اتفاق ؟؟؟ تو این مدت خیلی اتفای عجیبی واسم افتاده ! می
تقصیر کیه؟ - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
من سنگ دلم یا تو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باشه من سنگ دل !!!!!!!!!!! . . . . دستای من سرده یعنی که من تنهام یعنی ازت دورم یعنی تو رو میخوام دستای من سرده یعنی که دلتنگم یعنی برای تو با گریه میجنگم به عشق ت
این روزا.. - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
سلام خوبین؟ ولی من اصلا خوب نیستم اصلا..... دلم گرفته..... حالم بده در حد المپیک..... خیلی تنها شدم..... فکر میکردم تنهایی خوبه .... ولی حالا میبینم هیچی بدتر از تنهایی نیست..... تنهایی با خودش هزار
هیچ! - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
چشمانم را میبندم.... چشمانم چه خسته اند! حق هم دارند.......شب و روز، وقت و بی وقت، به دنبال گمشده ای که حرف آنها را بفهمد،به زمین و زمان خیره مانده اند...... ۰ ۰ .دیگر حس غریبی را کنار میگذارم...چرا
التماس - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
چرا برای داشتنت باید که التماس کنم... چه جوری باید خودمو توی دل تو جا کنم؟ دوری ازت سخته برام..... دنیا رو بی تو نمی خوام.... یه روزی کورم می کنه این همه گریه کردنام..... اخه دل کندنه از تو مرگمه.....
سلاااااام :) - تاریخ: 1397/12/11 ساعت: 14:59
سلام سلام ... حال شما ؟دوستای عزیز یه مدت از اینجا دور بودم... از دنیای وبلاگ نویسی و چقدر دلتنگ شدم ... برای دوستایی که سالها پیش اینجا داشتم ... برای روزهایی که اینجا یه همدم بود واسم ... من مینوشتم